از اول سریال ما متوجه می شویم که سیمخواه دختر جوان بیستسالهای را هم به عقد خود درآورده و برای او و مادرش( شهره لرستانی) خانهای شیک اجاره کرده.
سازندهی سریال بسیار طبیعی جلوه میدهد که دختر جوان بهخاطر پول و زمین همسر او شده و مرتب سر سند و زمین با او جر و بحث کند و یا با کارمند معاملات ملکی یواشکی سروقت زمینی که سیمخواه به او وعده داده در لواسان برود.
ما تماشاگران قرار است در سرتاسر قسمتهای سریال بخندیم به ریش همسر اول که تا میآید بویی از این ماجرا ببرد سیمخواه با زرنگی و خوشزبانی یکجور سرو ته قضیه را هم میآورد.
و قرار است بخندیم به حرفهای مادر ِ زن جوان(شهره لرستانی) که به او یاد میدهد چطور برود حق خودش را با آپارتیگری به عنوان زن دوم بگیرد و مرتب گوشزد میکند که سیمخواه جنایت نکرده. حق شرعیاش است که تجدید فراش کند و امری طبیعی است. بخصوص حالا که باردار است و سیمخواه که دو پسر داشته دختر میخواسته!(سیروس مقدم رویش نشده که سیمخواه دو دختر داشته باشد و پسر بخواهد و مثلا خواسته روشنفکر بازی دربیاورد که دختر بعد از دو پسر بد نیست بخصوص که در بطن یک زن جوان همسر دختر مرد پرورش پیدا کند.)
بعدا زن اولش را میبینیم که با گریه میگوید:
" آخی... منصور جون، تو دختر میخواستی... به خودم میگفتی" بعد یادش میافتد که دیگر قادر به حاملگی نبوده و یواش یواش او هم متحول میشود...
پسرانش که مسئلهی ازدواج مجدد او را میفهمند با نگاههای شیطنتآمیز به او ایول میگویند( یعنی کاش ما جای تو بودیم)
زن در مراسم ختم صوری شوهرش وقتی زن جوان را میبیند اول شوکه میشود. کمی به مرد فحش و بد بیراه میدهد و کمکم موضوع برایش جا میافتد.
من قسمت آخرش را ندیدم. دوستم میگفت:
- کاش می دیدی. من آن شب تا صبح خوابم نبرد. از بس احساس تحقیر و جنس دوم بودن میکردم!
گفتم ببین درست حدس میزنم؟ حتما در قسمت آخر به میمنت و مبارکی همه با هم آشتی کردند و زن دوم به منزل زن اول نقل مکان کرد و همگی مشتاقانه منتظر به دنیا آمدن خواهر کوچیکهی خانواده شدند.
انتظار داشتم قضیه به این شوری هم نباشد.
اما دوستم گفت درست همین طور شد. منظورش اینبود آقایون عزیز بیخود خودتان را عذاب ندهید و قضیه زن دوم را از زن اولتان پنهان نکنید.
هر دو را ببرید پیش هم. یک شب طبقه پایین و یک شب طبقه بالا. زن قلبش مهربان است. ممکن است دوسه روزی غرغر کند اما یواش یواش با موضوع کنار میآید و هر بلایی که شما سرش بیاورید میپذیرد. چون شمایید که پول به خانه می آورید و حرف اول را شما باید بزنید!
من فکر میکنم دیگر وقتش رسیده که همگی اعتراض کنیم به این روش موذیانهی سیمای جمهوری اسلامی.
هر چه ما تلاش میکنیم برای شناساندن حقوق زن به خودمان و دیگران و لزوم عوض شدن قوانین تبعیض آمیز، صدا و سیما تبلیغ میکند بر لزوم بودن قوانین تبعیض آمیز بین زنان و مردان.
ما ابزارمان چند ورق کاغذ و یک خودکار است و آنها مهمترین رسانه کشور را در اختیار دارند.
طبق آمار هر خانوادهی ایرانی یک رادیو و یک تلویزیون در خانهاش دارد. حتی نبردمان هم نابرابر است!
چه خوب میشود هر کس که میتواند در اینترنت اعتراضش را به گوش مردم و مسئولین برساند. و خواهشمان از بازیگران عزیز که به خاطر نان تن با بازی در هر فیلمی ندهند.
به امید محو تمام نابرابریها و بیعدالتیها...
(بالاترین)
در این رابطه:
مگر خلاف شرع کردم؟ (کاوه مظفری) و در سایت مردان برای برابری
اگر نوشته دیگه ای در این مورد دیدید لطفا لینکش رو برام بفرستید.