لایحه را به دقت بخوانید.
بروشور را هم ببینند و اگر با آن موافق هستید، به هر تعداد که میتوانید تکثیرش کنید و به دست دیگران برسانید.
به هر روزنامهای که تلفنش را دارید زنگ بزنید و اعتراض کنید.
به نمایندهی شهرتان نامه بدهید. متن نامه را میتوانید
از بروشور کپی کنید.
اگر با خانواده یا اقوام نماینده شهرتان آشنایی دارید با آنها در این مورد صحبت کنید.
دوستان پیشنهاد دادند به موسیقربانی(نماینده) هم زنگ بزنید. اما اینجا خواندم که او به طور جدی سر مواضعش ایستاده.
به ائتلاف گروهها و فعالان جنبش زنان علیه لایحه خانواده بپیوندید. هر امضای ما مثل قطرهی آبیست که اگر جمع شود رودی میشود. به این آدرس ای میل بزنید.
مطمئن باشید با اتحاد خود میتوانیم از تصویب این لایحه جلوگیری کنیم!
من از طرف خورشید خانوم دعوت شده بودم به این بازی جدی. من هم جسارتا از این عزیزان دعوت می کنم در این مورد بنویسند:
عباس معروفی خوابگرد ٬ آبنوس ٬ رها ٬ نگار ٬ میترا ٬ تلخون ٬ نینوچکا ٬ گوشزد ٬ زهرا ٬ فرهاد حیرانی ٬ غضنفر ٬ بهزاد افشاری ٬ پشت دریاها ٬ نیما قاسمی ٬
*نوشته ی غضنفر عزیز را با هم بخوانیم و دلیل اینکه که چرا او به تصویب یا عدم تصویب لایحه حمایت از خانواده اهمیت نمی دهد. او معتقد است که در جامعه ی ایرانی اقلیت امحسوب می شود و اکثریت مردم احتمالا با این قانون حال می کنند.
"قوانین تعدد زوجات بسیار به قامت اندیشه مردم ما برازنده است."
و زیر عکسی که نشان می دهد دو خواهر زینب خانم بی حجابی را گرفته نوشته:
"این زن همانی ست که امروز با محکوم کردن لایحه می خواهیم به حل مشکلش بپردازیم. من می گویم مشکل ما اول همین خانم است؛ خانمی که تعلق دارد به اکثریت زنان مذهبی ایرانی. خانمی که تمام وجودش تنفر است از من و شما. خانمی که احتمالا فرق زیادی بین شمای اصطلاحا بدحجاب و یک تن فروش قائل نیست. مساله تعدد زوجات هم مربوط به خانواده همین زنان است و از نظر بسیاریشان این مساله اصلا مشکل به حساب نمی آید. خنده دار هم این است که ایشان نه تنها فمنیزم را مدافع حقوق خود نمی بینند بلکه آن را دشمن خونخواره دین و ایمان خویش می دانند.
دفاع اقلیت مظلوم از حقوق اکثریت ظالم به نظر من طنز این قصه است. سخاوت نیست بلکه حماقت است! من اصلا درباره اقلیت روشنفکر صحبت نمی کنم. روشنفکری اسباب دارد و مراتب. من دارم درباره یک جور لایف استایل و باورهای عادی حرف می زنم که در اقلیت این جامعه است. برخلاف تو هم اعتقاد دارم این جور قوانین خود آن ۸۰٪ را نشانه می رود و بلای جانشان می شود."
* رهای عزیز هم با زبان طنز شیرین خودش نوشته:(خواهر جان لینک تکی ات کار نمی کند)
" من نه فمنیست هستم، نه آنارشیست، نه فوتبالیست و نه هیچ ایست دیگهای "
"از اونجایی که اینجانبه رها، به کیان مقدس خانواده هیچ اعتقادی ندارم و برعکس! معتقدم که این کیان مقدس و الهی محکوم به نابودیست چون کارکرد طبیعی خودش رو از دست داده و شاید به عمر من و شما قد نده اما به هر حال نابود میشه و خانمها رو از کابوس هوو نجات میده و آقایون رو از لذت دوزنه و چند زنه بودن محروم میکنه، بنابراین چرا زحمت بیفایده؟"
از این دو دوست عزیزم خیلی ممنونم که زحمت کشیدند و نظر خود را در این مورد نوشتند.
همیشه برایم سوال بود که چرا بعضی بلاگرها نسبت به برخی وقایع موضعی خنثی دارند. و خوب نوشته ی این دو دوست تا حدی روشنم کرد.
البته گرچه خودش قبول ندارد(مثل هنگامه قاضیانی بازیگر فیلم به همین سادگی که می گوید من از فمینیست متنفرم) اما من رها را طبق نوشته هایش به عنوان یک فمینیست می شناسم(چه بخواهد چه نخواهد). یعنی کسی که حقوق برابری با مردان می خواهد. غضنفر را هم همینطور( از نوشته هایش می دانم او برای هر زن حقوق به اندازه خودش قائل است).
دلم می خواهد بحث کنیم که آیا چون ما از نظر عقیدتی در اقلیتیم و هر کس و ناکس به ما ظلم میکند آیا در مقابل ظلم به بقیه(که ممکن است روزی آتشش دامن ما و نزدیکانمان را هم بگیرد) موضعی منفعل داشته باشیم؟
* نوشته ی دکتر رضای عزیز( که اتفاقا خواننده پر و پا قرص وبلاگ او هم هستم) بخوانیم:
"نگاه کنید داستان خیلی ساده است. به شرط آنکه برای چند دقیقه ای هم که شده عینک واقع بینی بر چشمتان بگذارید و داستان را آن جور که هست ببینید. مساله اصلی در این بین آن است که این طرح چرا برای جماعت وبلاگ نویس اساسا باید مهم باشد؟! بر فرض که این قانون هم تصویب شد آیا به زندگی شما -این طبقه خاص شهرنشین- خللی وارد می شود؟! یعنی شما اطرافیانتان منتظر تصویب این طرح هستند که تا امضای آن خشک نشده زن دومی را به خانه آورند یا شما را از خانه بیرون کنند یا چی؟! مسلما پاسخ این سوال منفی است. پس چه می شود که داستان این قدر برایمان مهم می شود که برایش بازی می سازیم و همگان را به نوشتن در مورد طرح دعوت میکنیم؟! من یک بار در مطلب خیانت به این موضوع پرداختم که اساسا نفع شخصی و سود و زیانهای فردی است که باعث می شود انسانها حول آن محور مشترک گرد هم آیند و به شدت از یک موضوع دفاع کنند یا علیه آن موضع بگیرند. "
و * خاتونک: چرا علیه لایحهی حمایت هستم !
و * من فقط یک زن: بخوانید شرع نه فرع.
و * فرهاد حیرانی(تقویم تبعید): قانون حمایت از (نا)مردان!
"تنها دلیلی که می توان برای قانون حمایت از نامردان بیابم چیزی نیست الا اینکه دولتمردان همانگونه که در مواجهه با دانشجویان از هیچ ابزاری برای ذلیل کردنشان چشم پوشی نکرده اند ، با تصویب و اجرای این قانون در پی آن هستند تا بنوعی فعالیت زنان ایرانی برای احقاق حقوق خود را بگونه ای شرم آور پاسخ گویند ."