تبليغاتX
زن زمینی - با اتحاد خود نگذاریم این لایحه تصویب شود!
 نمایندگان مجلس شورا  به سلامتی به تعطیلات تابستانی رفته‌اند تا  خستگی‌شان در برود و به سر کار خود که همانا رسیدگی و وضع قوانین مملکت است برگردند.
 آن‌ها می‌دانند یکی از لایحه‌هایی که باید  بعد از تعطیلات بررسی کنند لایحه‌ی "حمایت از خانواده" است. لایحه‌ی حمایت از خانواده این روزها سرو صدای زیادی به پا کرده و کمتر کسی‌ست که روزنامه‌خوان باشد و  مفاد این لایحه را نداند. اگر شخصی حوصله نداشته و نتوانسته هر 53 ماده‌اش را بخواند حداقل ماده‌ی 23 اش را خوانده یا از کسی شنیده.
همان که می‌‌گوید:
اختيار همسر دائم بعدي، منوط به اجازه دادگاه پس از احراز توانايي مالي مرد و تعهد اجراء عدالت بين همسران مي‌باشد.
یعنی در این قانون جدید حق مرد برای داشتن چهار همسر عقدی و بی‌نهایت صیغه نه تنها پابرجاست که دیگر اجازه‌ی زن اول هم دیگر نمی‌خواهد.
اکثریت نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران مرد هستند و  در ازای 35 میلیون جمعیت زنان ما فقط 8 نماینده‌ی زن در مجلس داریم.
این هشت نماینده عبارتند از:
نیره  اخوان بیطرف از استان  اصفهان - فاطمه  رهبر، تهران - فاطمه  آلیا،  تهران - فاطمه  آجرلو، تهران - عفت  شریعتی، خراسان - زهره  الهیان، تهران - طیبه صفایی، تهران  و  لاله  افتخاری از تهران...
(فکر نکنید فقط مجلس هشتم  تعداد نمایندگان زن کم است. طبق آمار تعداد نمایندگان زن در مجلس اول، دوم و سوم 4 نفر، در مجلس چهارم 9 نفر، در مجلس پنجم و ششم 14 نفر، در مجلس هفتم هم  13 نفر بوده است.) 
و  متاسفانه اکثریت قریب به اتفاق زنان نماینده  بیشتر خود را نماینده جناح سیاسی‌شان می‌دانند تا زنان ایرانی!
تکلیف مردان نماینده هم مشخص است. طبق گفته‌ای تعداد 65 نفرشان دو زنه (شاید هم سه‌زنه) هستند که البته من فکر می‌کنم تعداد رسمی‌ها را می‌گویند و احتمالا تعدادی که صیغه دارند بسیار بیش از این ها است.
من نمی‌دانم نظر همسران این نمایندگان در مورد این لایحه چیست؟ و آیا راضی‌اند شوهرشان بدون اجازه آنان باز هم ازدواج مجدد بکند؟
اما نظر سایر زنان را می‌دانم. این روزها هر جا می‌روم برای پخش بروشور یا گرفتن امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز می‌بینم مردم خیلی عصبانی‌اند. یکی می‌گوید اگر تصویب بشود کفن می‌پوشم و می‌روم جلوی مجلس. گرفتاریمان کم است دارند زندگی خانوادگی‌مان را هم ازهم می‌پاشند.
یکی می‌گوید اگر می‌دانستم نماینده‌ی شهرم قرار است این لایحه را امضا کند هرگز به او رأی نمی‌دادم.
یکی می‌گوید ما اینها را فرستادیم مجلس برای اینکه مشکلاتمان را حل کنند یا مشکل جنسی خودشان را؟
من آتشی شعله‌ور زیر این خاکستر می‌بینم.
نمی‌دانم هدف قوه‌ی قضاییه و دولت که این لایحه را به مجلس فرستاده اند چه بوده؟ ما امید زیادی داشتیم که بتوانیم در طی این یکی دوسال - همانطور که باعث شدیم بیمه‌ی برابر به مجلس برود - بقیه قوانین تبعیض‌آمیز هم یکی یکی  مورد بررسی و اصلاح قرار بگیرند. نه اینکه قانون بسیار بدتری هم به آن‌ها اضافه شود.
اصولا مگر چند همسری چیز خوبیست که حالا  اجازه همسر اول را هم می‌خواهندبردارند؟
من از تمام مردم عزیز کشورم خواهش می‌کنم:

 لایحه را به دقت بخوانید.

بروشور را هم ببینند و اگر با آن موافق هستید، به هر تعداد که می‌توانید تکثیرش کنید و به دست دیگران برسانید.
به هر روزنامه‌ای که تلفنش را دارید زنگ بزنید و اعتراض کنید.
به نماینده‌ی شهرتان نامه بدهید. متن نامه را می‌توانید
از بروشور کپی کنید.
اگر با خانواده یا اقوام نماینده شهرتان آشنایی دارید با آن‌ها در این مورد صحبت کنید.
 دوستان پیشنهاد دادند به موسی‌قربانی(نماینده) هم زنگ بزنید. اما اینجا خواندم که او به طور جدی سر مواضعش ایستاده.
به  ائتلاف گروهها و فعالان جنبش زنان علیه لایحه خانواده بپیوندید. هر امضای ما مثل قطره‌ی آبی‌ست که اگر جمع شود رودی می‌شود. به این آدرس  ای میل بزنید.
مطمئن باشید با اتحاد خود  می‌توانیم از تصویب این لایحه جلوگیری کنیم!

 من از طرف خورشید خانوم دعوت شده بودم به این بازی جدی. من هم جسارتا از این  عزیزان دعوت می کنم در این مورد بنویسند:

عباس معروفی  خوابگرد ٬ آبنوس ٬ رها ٬  نگار ٬ میترا ٬ تلخون ٬ نینوچکا ٬ گوشزد ٬ زهرا ٬ فرهاد حیرانی ٬  غضنفر ٬ بهزاد افشاری ٬ پشت دریاها ٬ نیما قاسمی ٬ 

*نوشته ی غضنفر عزیز را با هم بخوانیم و دلیل اینکه که چرا او  به تصویب یا عدم تصویب لایحه حمایت از خانواده اهمیت نمی دهد. او معتقد است که در جامعه ی ایرانی  اقلیت امحسوب می شود و اکثریت مردم احتمالا با این قانون حال می کنند.
"قوانین تعدد زوجات بسیار به قامت اندیشه مردم ما برازنده است."
و زیر عکسی که نشان می دهد دو خواهر زینب خانم بی حجابی را گرفته نوشته:
"این زن همانی ست که امروز با محکوم کردن لایحه می خواهیم به حل مشکلش بپردازیم. من می گویم مشکل ما اول همین خانم است؛ خانمی که تعلق دارد به اکثریت زنان مذهبی ایرانی. خانمی که تمام وجودش تنفر است از من و شما. خانمی که احتمالا فرق زیادی بین شمای اصطلاحا بدحجاب و یک تن فروش قائل نیست. مساله تعدد زوجات هم مربوط به خانواده همین زنان است و از نظر بسیاریشان این مساله اصلا مشکل به حساب نمی آید. خنده دار هم این است که ایشان نه تنها فمنیزم را مدافع حقوق خود نمی بینند بلکه آن را دشمن خونخواره دین و ایمان خویش می دانند.
دفاع اقلیت مظلوم از حقوق اکثریت ظالم به نظر من طنز این قصه است. سخاوت نیست بلکه حماقت است! من اصلا درباره اقلیت روشنفکر صحبت نمی کنم. روشنفکری اسباب دارد و مراتب.  من دارم درباره یک جور لایف استایل و باورهای عادی حرف می زنم که در اقلیت این جامعه است. برخلاف تو هم اعتقاد دارم این جور قوانین خود آن ۸۰٪ را نشانه می رود و بلای جانشان می شود."

* رهای عزیز هم  با زبان طنز شیرین خودش نوشته:(خواهر جان لینک تکی ات کار نمی کند)
" من نه فمنیست هستم، نه آنارشیست، نه فوتبالیست و نه هیچ ایست دیگه‌ای "
"از اون‌جایی که این‌جانبه رها، به کیان مقدس خانواده هیچ اعتقادی ندارم و برعکس! معتقدم که این کیان مقدس و الهی محکوم به نابودی‌ست چون کارکرد طبیعی خودش رو از دست داده و شاید به عمر من و شما قد نده اما به هر حال نابود می‌شه و خانم‌ها رو از کابوس هوو نجات می‌ده و آقایون رو از لذت دوزنه و چند زنه بودن محروم می‌کنه، بنابراین چرا زحمت بی‌فایده؟"
از این دو دوست عزیزم خیلی ممنونم که زحمت کشیدند و نظر خود را در این مورد نوشتند.
  همیشه برایم سوال بود که چرا بعضی بلاگرها نسبت به برخی وقایع موضعی خنثی دارند. و خوب نوشته ی این دو دوست تا حدی روشنم کرد.
البته گرچه خودش قبول ندارد(مثل هنگامه قاضیانی بازیگر فیلم به همین سادگی که می گوید من از فمینیست متنفرم) اما من رها را طبق نوشته هایش به عنوان یک فمینیست می شناسم(چه بخواهد چه نخواهد). یعنی کسی که حقوق برابری با مردان می خواهد. غضنفر را هم همینطور( از نوشته هایش می دانم او برای هر زن حقوق به اندازه خودش قائل است).
دلم می خواهد بحث کنیم که آیا چون ما از نظر عقیدتی در اقلیتیم و هر کس و ناکس به ما ظلم میکند آیا در مقابل ظلم به بقیه(که ممکن است روزی آتشش دامن ما و نزدیکانمان را هم بگیرد) موضعی منفعل داشته باشیم؟
 
* نوشته ی دکتر رضای عزیز( که اتفاقا خواننده پر و پا قرص وبلاگ او هم هستم) بخوانیم:

"نگاه کنید داستان خیلی ساده است. به شرط آنکه برای چند دقیقه ای هم که شده عینک واقع بینی بر چشمتان بگذارید و داستان را آن جور که هست ببینید. مساله اصلی در این بین آن است که این طرح چرا برای جماعت وبلاگ نویس اساسا باید مهم باشد؟! بر فرض که این قانون هم تصویب شد آیا به زندگی شما -این طبقه خاص شهرنشین- خللی وارد می شود؟! یعنی شما اطرافیانتان منتظر تصویب این طرح هستند که تا امضای آن خشک نشده زن دومی را به خانه آورند یا شما را از خانه بیرون کنند یا چی؟! مسلما پاسخ این سوال منفی است. پس چه می شود که داستان این قدر برایمان مهم می شود که برایش بازی می سازیم و همگان را به نوشتن در مورد طرح دعوت میکنیم؟! من یک بار در مطلب خیانت به این موضوع پرداختم که اساسا نفع شخصی و سود و زیانهای فردی است که باعث می شود انسانها حول آن محور مشترک گرد هم آیند و به شدت از یک موضوع دفاع کنند یا علیه آن موضع بگیرند. "

و * خاتونک: چرا علیه لایحه‌ی حمایت هستم !

 و * من فقط یک زن: بخوانید شرع نه فرع.

 و * فرهاد حیرانی(تقویم تبعید): قانون حمایت از (نا)مردان!
"تنها دلیلی که می توان برای قانون حمایت از نامردان بیابم چیزی نیست الا اینکه دولتمردان همانگونه که در مواجهه با دانشجویان از هیچ ابزاری برای ذلیل کردنشان چشم پوشی نکرده اند ، با تصویب و اجرای این قانون در پی آن هستند تا بنوعی فعالیت زنان ایرانی برای احقاق حقوق خود را بگونه ای شرم آور پاسخ گویند ."

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 2:27 توسط زن زمینی |